
عزت نفس و شکست عاطفی
یک رابطه عاطفی زمانی به بنبست میرسد که ارزش فردی در آن گم شود. تلخترین بخش داستان اینجاست که مقصر این جدایی، نه رفتارهای طرف مقابل، بلکه باورهای پنهانی است که فرد نسبت به خودش دارد.
عزت نفس و شکست عاطفی میتوانند با هم ارتباط مستقیم داشته باشند. یعنی به همان اندازه که عزت نفس پایینتر باشد، کیفیت رابطه عاطفی هم کمتر است و احتمال شکست عاطفی بیشتر میشود.
انسان بدون عزت نفس، به ابزاری یکبارمصرف برای دیگران تبدیل میشود.
زیاد هستند دختران و پسرانی که به روانشناسان و مشاوران مراجعه میکنند و از مورد سوءاستفاده قرار گرفتن توسط دیگری، صحبت و دردودل میکنند.
یک جمله مشترک بین اکثر این افراد این است: «نمیدانم چرا هر کس با من آشنا میشود، از من سوءاستفاده میکند و به من خیانت میکند.» یا این جمله: «اوایل رابطه، طرف مقابل به دنبال من بود اما همان فرد، من را از رابطه بیرون پرت کرد.»
یک مثال بزنیم: احتمالاً این افراد را دیدهاید یا شاید برخی خودشان یکی از این افراد باشند. در هر صورت تفاوتی نمیکند؛ چون اکنون هدف این است که این زنجیره قطع شود.
ریشه تمام مشکلات شاید به تعریف کلمه عشق برگردد. کلمهای که اکثر افراد در تعریف آن دچار یک اشتباه بزرگ میشوند؛ اشتباهی که به تربیت، پرورش و نوع فکرهایی که از طریق محیط وارد ذهن شده، برمیگردد.
تعریف اشتباه از عشق
در سریالهای مختلف، فردی عاشق معرفی میشود که مرتباً دیگری را چک میکند، مدام به او آویزان است و احتمالاً از دوری او اشک میریزد و در نهایت توسط همان فرد از رابطه به بیرون پرتاب خواهد شد. با این الگوها که وارد ذهنها میشود، عشق به معنی دلتنگی شدید، کنترل کردن، مالکیت، اشک ریختن و کوچک شدن در برابر دیگری معنی میشود.
برگردیم به ابتدای صحبت:
عشق واقعی چیست؟ همانطور که در سمینار کپسول عشق و روابط عاطفی بیان شد، عشق به دیگری از ایستگاه دوست داشتن خود میگذرد. اگر کسی خودش را دوست داشته باشد، میتواند عاشق فرد دیگری شود؛ در غیر این صورت، یک فرد وابسته است. ضمناً اگر کسی خودش را ارزشمند بداند، دیگری را کنترل نمیکند و به کسی آویزان نمیشود.
نکته: اگر با انتظار پر کردن جاهای خالی احساسی خود توسط دیگری وارد رابطه شویم، بدون شک در آن رابطه شکست میخوریم.
رابطهای که ارزش و احترام فرد را خرد کند، محکوم به شکست است. چنین رابطهای آنقدر فرد را از حس کوچک شدن ناشی از وابستگی پر میکند که طرف مقابل او را از رابطه بیرون میاندازد؛ البته این اتفاق دقیقاً طبق قانون است.
قانون ارزش (ارج)
عشق و علاقهای که ارزش فرد را خرد کند، وابستگی است و وابستگی، حذف شدن از رابطه را به همراه دارد.
با نگاه به روابط اطراف مشخص میشود هرکس که همه وجود خود را در اختیار دیگری قرار داده، یا از رابطه حذف شده یا در آن رابطه سربار و اضافی است و فقط خودش را دلخوش میکند.
محال است کسی برای خودش احترام قائل نباشد و دیگری ارزش و احترام او را نگه دارد.
کسی که در ماشین برای خودش کولر نمیزند، نباید انتظار داشته باشد راننده تاکسی برای او کولر روشن کند. اصول این مثال در رابطهها هم صادق است؛ کسی که در شروع یک رابطه تمام احساساتش را یکجا خرج میکند، در آخر به یک قربانی با حس تحقیر شدنِ زیاد تبدیل میشود.
نکته: وقتی برای کسی بیش از حد در دسترس باشیم، اضافی خواهیم شد و فرد ما را دور خواهد انداخت.
باید با خود روراست بود؛ چقدر از رابطههایی که ایجاد میشوند از این جنس هستند؟ برای بهتر شدن، ابتدا باید وضعیت فعلی پذیرفته شود. پس از پذیرش وجود مسئله، میتوان آن را حل کرد.
حتماً تست وابستگی عاطفی را بزنید و تحلیل آن را دریافت کنید. همچنین شاید مایل باشید در مورد عزت نفس بیشتر بدانید از صفحه آموزش عزت نفس دیدن کنید یا در دوره جامع عزت نفس شرکت کنید.
تفاوت بین شریک زندگی و نجاتدهنده
وقتی فردی خودش را ارزشمند نمیداند، با یک نگاه اشتباه وارد رابطه میشود. اینگونه افراد معمولاً به دنبال یک همسفر یا شریک برابر نیستند، بلکه میخواهند کسی بیاید و تمام کمبودها و مشکلات روحی آنها را حل کند. این انتظارِ غیرواقعی باعث میشود بار سنگینی روی دوش طرف مقابل گذاشته شود. حقیقت این است که میان عزت نفس و شکست عاطفی رابطه نزدیکی وجود دارد؛ تا زمانی که فرد خودش را نجات ندهد، هیچکس دیگری نمیتواند برای او نقش نجاتدهنده را بازی کند و این روابط معمولاً به جدایی ختم میشوند.
نشانههای کمبود عزت نفس در روزهای اول آشنایی
رفتارهای روزهای اول آشنایی، به خوبی نشان میدهند که یک رابطه چقدر دوام میآورد. باج دادنهای بیدلیل، موافقتهای اجباری با تمام خواستههای طرف مقابل و نادیده گرفتن بدیهای او، از نشانههای مهم پنهان کردن خودِ واقعی است. بررسیها نشان میدهد ارتباط تنگاتنگی بین عزت نفس و شکست عاطفی وجود دارد؛ یعنی وقتی کسی از همان ابتدا برای احساسات و خواستههای خود ارزش قائل نمیشود، مسیر رابطه را به سمتی میبرد که انتهای آن چیزی جز بیاحترامی و تمام شدن رابطه نیست.
چرا افراد ضعیف جذب آدمهای آزاردهنده میشوند؟
یک بازی ناخودآگاه در ذهن انسان وجود دارد که باعث میشود آدمها به سمت رفتارهای آشنا بروند. کسی که در درون خودش احساس ارزشمندی نمیکند، به طور عجیبی جذب افرادی میشود که او را نادیده میگیرند یا به او بیاحترامی میکنند؛ چون این رفتارها با باور درونی او درباره خودش همخوانی دارد. این موضوع به خوبی پیوند میان عزت نفس و شکست عاطفی را روشن میکند. فرد تصور میکند دوستداشتنی نیست و به همین دلیل در میان تمام آدمها، دقیقاً دست روی کسی میگذارد که این حس بیارزشی را به او ثابت کند.
چطور ترس از دست دادن، رابطه را خراب میکند؟
ترس عمیق از تنها شدن، رفتارهایی را به وجود میآورد که به جای حفظ رابطه، آن را سریعتر نابود میکند. چک کردنهای مداوم، شکاک بودن، بازجویی کردن و آویزان شدن به طرف مقابل، همگی از ترس از دست دادن سرچشمه میگیرند. این زنجیره اشتباه، نمونه بارزی از تاثیر متقابل عزت نفس و شکست عاطفی است؛ هر چقدر فرد حس کند خودش به تنهایی کافی و ارزشمند نیست، بیشتر طرف مقابل را تحت فشار میگذارد و با این کار، او را بیشتر از خود دور و فراری میکند.
حس گناه بعد از جدایی؛ چرا خودمان را سرزنش میکنیم؟
یکی از اتفاقات رایج بعد از تمام شدن یک رابطه، هجوم موج شدیدی از حس گناه و خودسرزنشگری است. فرد آسیبدیده مدام فکر میکند که اگر رفتار دیگری داشت یا بیشتر کوتاه میآمد، رابطه حفظ میشد. این وضعیت به خوبی گویای ارتباط مستقیم عزت نفس و شکست عاطفی است. در این شرایط، فرد به جای دیدن واقعیتها و رفتارهای اشتباه طرف مقابل، تمام دیوارهای تقصیر را بر سر خودش خراب میکند و با این کار، ضربه محکمتری به روحیه خود میزند.
قدم اول برای تغییر: چطور برای خودمان مرز بگذاریم؟
برای اینکه روابط بعدی به سرنوشت روابط قبلی دچار نشوند، باید یاد گرفت که چگونه برای خود و دیگران حد و مرز مشخص کرد. مرز گذاشتن یعنی یادگیری مهارتِ نه گفتن به چیزهایی که به آرامش فرد ضربه میزنند. برای قطع کردن چرخه تکراریِ آسیبها، شناخت رابطه میان عزت نفس و شکست عاطفی اهمیت زیادی دارد. وقتی فرد یاد میگیرد که وقت، انرژی و احساساتش گرانبها هستند، دیگر به هر کسی اجازه نمیدهد که به راحتی وارد حریم شخصی او شود و ارزشش را پایین بیاورد.
ساختن دوباره عزت نفس بعد از جدایی
جدایی چقدر هم که تلخ باشد، پایان زندگی نیست، بلکه میتواند شروع یک مسیر جدید باشد. دوره تنهایی بعد از اتمام رابطه، بهترین فرصت برای آشتی کردن با خود و شناخت نقاط ضعف است. با درک درست از پیوند میان عزت نفس و شکست عاطفی، میتوان از این تجربه دردناک به عنوان یک درس بزرگ استفاده کرد. تمرکز روی رشد فردی، رسیدگی به علاقهمندیهای شخصی و بخشیدن خود، گامهای سادهای هستند که کمک میکنند فرد قویتر از قبل بلند شود و آینده بهتری بسازد.
دوره عزت نفس آکادمی زندگی، دقیقاً همان نقطهای است که این مسیر اشتباه را برای همیشه قطع میکند. در این دوره آموزشی، روشهای کاملاً ساده، کاربردی و گامبهگام برای شناخت ارزشهای فردی، ایجاد مرزهای محکم در روابط و ساختن یک باور قوی نسبت به خود آموزش داده میشود. پیشنهاد میشود به جای تکرار اشتباهات گذشته، همین امروز با شرکت در دوره عزت نفس، یک بار برای همیشه یاد گرفته شود که چطور میتوان عزیز، محترم و ماندنی بود.




Discussion · 3 comments
شما عالی هستین استاد
ممنون از توضیحات عالی و قابل فهمتون
خانم یگانه خوشحالیم که مفید بوده. 🙂